فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
123
چهارده رساله ( فارسى )
محدثين زيادى پيدا شدند كه از علوم عقلى بهره و نصيبى نداشتند به اين مذهب گرويدند و سخت هجوم كردند كه ما فرق آنها به ترتيب ياد كنيم . نخست حكمياناند اتباع هشام بن الحكم بودند و مىپنداشت كه خداى تعالى جسم است و در يك سال چند بار مذهب خود را تغيير داد گاهى ميگفت خداوند شمش طلا را مانند است كه ببوته رفته و صافى شده باشد وقت ديگر ميگفت خداوند چون شمع است كه از هر طرف بنگرى روى اوست و عاقبت انديشهى او بر آن قرار گرفت كه خداوند هفت وجب باشد چه اين قدر نزديكتر باعتدال بود . ! دوم جواليقياناند اتباع هشام بن سالم جواليقى رافضى اينان پندارند كه خداوند جسم نبود ولى به صورت آدم بود مركب از دست و پا و چشم و گوش و ديگر جوارح اعضا جز آنكه اين اعضاء و اجزاء از گوشت و خون نباشند . سوم يونسياناند اتباع يونس بن عبد الرحمن قمى پنداشتند كه نيم بالائين خدا مجوف و نيم زيرين مصمّت است . چهارم شيطانياناند پيروان شيطان طاق گمان كردهاند كه خداوند در عرش ساكن شده قرار گرفته و فريشتگان حامل عرش ميباشند هر چند كه ملائكه به نسبت با خدا ضعيف باشند و لكن ضعيف بار قوى ميكشد و تحمل سنگينى مىكند چون پاى باريك خروس كه جثه بزرگ او را حمل كرده است « 1 » .
--> ( 1 ) نسبت اين عقايد به شيعه از نادانى يا دشمنى و غرضرانى است بويژه هشامين جفت و مؤمن و طاق وقتى ابو حنيفه وى را گفت تو كه متعه را حلال دانسته و جايز ميشمارى خوب است از دختران و خواهران خود دريغ ندارى و اين كاسبى را بديشان بياموزى مؤمن گفت آنان در سلامت عقلاند تكليف خود را دانند ولى بر حسب فتواى شما كه رواديد نبيد فرمودهايد اگر دختران شما متصدّى فروش آن شوند مشتريهاى بيشترى خواهند داشت . مؤمن طاق در حسن بيان و شيرينى زبان و حضور ذهن و وسعت نظر نظير نداشت در مواقع حسّاس و روز خطر و دوران شدّت تقيّه او آزادى تام داشت در مجلس خاص و عام حضور يابد و سخن خود را صحيح و صريح بگويد قاضى نور اللّه شهيد در مجالس نقل مىكند كه بقيه حاشيه در صفحهء بعد